8
مارتین هایدگر، فیلسوف عارفان سکولار
پاره نخست:
مارتین هایدگر آلمانی، فیلسوف فیلسوفان نیست بلکه او را می توان فیلسوف عارفان،
سنت گرایان و محافظه کاران دانست؛ فیلسوفی که پنداری تاریخ فلسفه را "واژگون"
ساخته یا به عبارتی از پایان به آغازخوانده است تا به "هراکلیت" برسد؛ فیلسوفی که
مخروط تفسیر "exegesis "را هم واژگون کرد و طرحی نو از تأویل کشید. هایدگر
هرگز نمی پرسد: هستی چیست؟ بلکه می پرسد معنی هستی یعنی چه؟ بااین پرسش او
را تفسیر در دین را از مسیر تأویل در فلسفه تا ابد جدا می سازد. فیلسوفی که در پایان
عمر در دو راهی دازاین و سوزاین )sosein )گرفتار شد. این جستار به یاد واپسین
هشدار هایدگر به جهان اندیشه است.
این فیلسوف آلمانی پیش از مرگ در سال 1976 در نامه ای به حلقه هایدگر در امریکا
بار دیگر موضوع "فراموشی وجود" را یادآور می شود؛ موضوعی سترگ در شاخه
هستی شناسی که چهل سال دغدغه او بود. فیلسوف عارفان سکوالر در این پیام که
پنداری پاره ای از وصیت نامه اوست درباره انحراف فلسفه از مسیر اصلی خویش
)متافیزیک( هشدار می دهد. او شاهد رشد شتابان تکنولوژی و نقش تکنیک در ایجاد
نگرانی )angst )در روان انسان است. به باور این فیلسوف قاره ای، انسان به آن
میزان در محاصره تکنولوژی گرفتار است به همان میزان هم به لحاظ وجودی دچار
فراموشی از اصل خویش می شود. به این سبب او در نامه ای به اعضای امریکایی حلقه
هایدگر از آنها انتظار دارد که فلسفه را به مسیر اصلی )متافیزیک( بازگردانند.
اینک که فلسفه به شدت به سوی "علم" منحرف شده است پس حلقه هایدگر و سنت
گرایان محافظه کار به چه می اندیشند؟ در آفرینش یک ایده یا یک مفهوم جدید در حوزه
اندیشه، شاید فیلسوف آلمانی از جهان بی نیاز باشد اما بعید است که دنیا از اندیشمند
آلمانی بی نیاز شود. فلسفه و علم )آلمانی باشند یا نباشند( هر دو به دنبال یافتن "حقیقت"
هستند. بااین حال، فلسفه مانند علم ابزاری ندارد که در البراتوار با آزمایش و خطا بتوان
عیار حقیقت را با آن سنجید. پس به چه دلیل فلسفه به سوی علم کمانه زده است؟ در
حوزه آکادمیک با وجودی که فلسفه در مدار علم )بویژه روانشناسی( می چرخد اما از هایدگر تا امروز پنداری فلسفه در مدار حکمت "einsicht "قرار گرفته است؛ حکمتی
که نگران از رشد سرسام آور تکنولوژی هوش مصنوعی ست.
می گویند فیلسوف اوست که مفهومی جدید بر خرمن اندیشه هدیه دهد، نه اینکه بر آنچه
فیلسوفان گذشته نوشتند آنها حاشیه بنویسند. در آلمان فلسفه به پایان نرسیده است و از
حاشیه نویسی هم خبری نیست. آلمان ثابت کرده است که در دویست سال گذشته ایده ها
و مفاهیم جدیدی به بازار اندیشه عرضه کرده است.
درباره اهمیت مارتین هایدگر برخی باور دارند که او می اندیشد به آنچه که به آسانی به
اندیشیدن نیاید. برخی هم این کیمیاگر حوزه نتولوژی
ا را به عنوان روشنگر یا همان ُ
طاهر هستی )lichtung )می شناسند و بعضی هم او را تجسم یا نماد حقیقت هستی
)wahrheit )می دانند. در ایران این فیلولوگ آلمانی را به عنوان خالق مفهوم هستی
)dasein )می شناسند.
Stockholm, Summer 2026